برچسب: رمان پرتغالی

قفسهنوشت ۲۹۶: درنگ مرگ؛ از ژوزه ساراماگو
دیگر خبری از مرگ در کشور نیست. آدمها مریض میشوند و اگر بهبود پیدا نکنند در همان حالت برزخی زنده میمانند. کشور وضعیت اضطراری پیدا کرده است. جویندگان مرگ به شکل قاچاقی به خارج از کشور میروند تا مرگ را در آنجا تسهیل کنند. بین اصحاب فکر از جمله اهل کلیسا اختلاف نظر و شبهه در مورد فلسفهٔ زندگی افتاده است. در نیمهٔ دوم داستان ورق برمیگردد و مرگ سر ج...